خرید بک لینک

درباره سایت

لقیط

امکانات وب

باید بایستم و روی پا فریاد بزنم.

باید دستم را روی شانه ات بگذارم و بخندم

یا رویم را برگردانم و گریه کنم و امیدوار باشم

امیدوار باشم که هنوز هم بتوانی به خوبی گذشته تظاهر کنی که نمی بینی...

برچسب: ایلام به دره شهر, نویسنده: مهدی زارعیان تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 21:47

این چندمین باره که مادر نگاه نگرانشو بین دهن و چشام می گردونه و میگه که دیشب خواب دیده که چند نفر تمام دندونامو کشیدن اما نه با زور میگه که تو خواب بهش گفتم نه مامان جان چاره دیگه ای نیست بزار بکنن بره ! منم بعد از شنیدن حرفاش مثل هر بار میخندم و میگم مادر خوابه دیگه الکی تعبیر و تفسیرش نکن ، بعدش با قدم های بلند به سمت اتاقم میرم،درو پشت سرم میبندم و سرمو با تمام قدرت میکوبم به دیوار پ.ن: شاید یه زمانی برسه که بعدش دندون مصنوعی مو در بیارم و بندازم تو لیوان گوشه تختم ادامه مطلب

برچسب: دندان های من, نویسنده: مهدی زارعیان تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 21:47

صفحه بندی